شیرشاه

بعد از مرگ پدر، توله شیر جوان به تبعیدی خودخواسته میرود. او باید معنی شجاعت و مسئولیت را باز آموزد و برای نجات قلمرو اش بازگردد. با بازگشت او متوجه توطئه عموی شرورش می شود.